راز سرگذشت من

من خودم را با کسی که بسیار ((خوشبخت)) است اشتباه گرفته ام ! کسی که معنای امید را در عظمت مشکلات می جوید ! عمق دوست داشتن را در تحمل نامهربانی ها میفهمد شیرینی لبخند را در طعم اشک میچشد و صدای فریاد را در طنین سکوت میشنود ... من به جای او زندگی می کنم

                         (( به نام یزدان پاک ))

سلام :

خب بازم یه چند تا از دوستان با دنیای وبلاگ خداحافظی کردن فقط به خاطر هیچ و پوچ من نمیدونم آخه واسه چی دلیل های اکثر اونا هم واهی هستش ولی عیبی نداره امیدوارم مثل بعضی ازاونا دوباره برگردن و بنویسن خلاصه می خوام یه چیزی رو بگم دوستی یه اتفاقه ولی جدایی یه قانون ولی ای کاش این یه قانون نبود خیلی گشتم بلکه مطلب مناسبی پیدا کنم ولی بخاطر اینکه اونقدر سرم شلوغ شده و اونقدر برام مزاحمت ایجادمیکنن دیگه دارم خسته میشم همه دارن جلوی من سنگ میندازن خسته شدم از بس به این و اون و به حرف های نامربوطشون چشم گفتم دیگه دارم میبرم یه انتظارهای مسخره ای ازم دارن که حالم بهم میخوره نمیدونم ولی دارم داغون میشم و دوستام هم یکی یکی دارن میرن یکشون هم همین چند روز پیش برای یه مدت نه چندان اندک رفت خدا نکنه آدم توی رفاقتش بهم دیگه شک داشته باشن دیشب داشتم این فیلم پسرای بد رو نیگاه میکردم و از اینکه یکی از دوستا به اون یکی الکی شک داشت ولی آخرش خودش فهمید که چه بیخود خودش روضایع کرده  یه حرف هم با تو که داری می خونی دارم درسته که آفت دوستی بدبینی هستش ولی از اینکه سوء برداشت بخوای بکنی بدرقم کلاهمون میره توی هم اصلا ً خوشم نمیاد یه نفر از حرف های من سوء برداشت بکنه من منظورم یه چیز دیگه اس یه برداشت دیگه میشه اعصاب اِرور 691(error) میزنه آش نخورده و دهن سوخته خیلی خسته هستم هیچ جوری هم شارژ روحی نمیشم یه کم باید با خودم خلوت کنم ........

شاد زی مهر افزون ...

در پناه حق ...

یا حق ...

                                با تقدیم احترام یه پشت کنکوری پشت کنکور زندگی

 

جمعه ۱۱ شهریور ۱۳۸٤ | ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ | حسین | نظرات () |

www . night Skin . ir