راز سرگذشت من

من خودم را با کسی که بسیار ((خوشبخت)) است اشتباه گرفته ام ! کسی که معنای امید را در عظمت مشکلات می جوید ! عمق دوست داشتن را در تحمل نامهربانی ها میفهمد شیرینی لبخند را در طعم اشک میچشد و صدای فریاد را در طنین سکوت میشنود ... من به جای او زندگی می کنم

                       (( به نام یزدان پاک ))

نگاهی به گذشته ها :

این روزها از آن روز هستند که حوصله خودم را هم ندارم کاش جایی بود که پای هیچ کس آنجا نرسیده بود من بودم و من .

کاش میشد برای چند روزی یا برای همیشه همه زندگی را رها میکردم و میرفتم جایی که سکوت بود و من .

محیط زندگی کار اشخاص همه وهمه تبدیل به ابزاری برای خفگی و بی حوصلگی من شده اند .

کاش میشد مدتی چند روزی کسی ، جایی ، چیزی را تحمل نکرد و راحت بود و آسوده از هیاهوی به اصطلاح زندگی .

 

جمعه ۱۱ شهریور ۱۳۸٤ | ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ | حسین | نظرات () |

www . night Skin . ir