راز سرگذشت من

من خودم را با کسی که بسیار ((خوشبخت)) است اشتباه گرفته ام ! کسی که معنای امید را در عظمت مشکلات می جوید ! عمق دوست داشتن را در تحمل نامهربانی ها میفهمد شیرینی لبخند را در طعم اشک میچشد و صدای فریاد را در طنین سکوت میشنود ... من به جای او زندگی می کنم

                       (( به نام یزدان پاک ))

سلام :

تا حالا شده به این فکر کنی چرا بد بیاری ها همش پشت سر هم اتفاق می افته و هر چی بد بیاری هستش یه دفعه پیش میاد از یه طرف یه دعوای درست حسابی در پیش دارم از یه طرف با ماشین برای اینکه به ماشین نزنم زدم به یه تیر گاز از یه طرف لاستیک ماشین توی جایی که که جوب هم نیست میره لای پل و می ترکه از یه طرف یه موتوری میاد و شتلق خودش رو می کوبنه به ماشین از یه طرف میای می بینی توی خونه دعوا شده و از یه طرف یه سری چرت و پرت پشت سرت میگن و میان تو رو توی فامیل خراب می کنن از یه طرف دیگه بعضی ها دیگه نمی دونن چه جوری بهت گیر بدن میان و به موهات گیر میدن خلاصه قضیه من توی این هفته شد دنیای گیر و واگیر حالا به نظرت من باید دیوونه بشم یا نه چی میگی بزنم تو خط دیونگی یا بازم صبر کنم ....

 

 

جمعه ۱۱ شهریور ۱۳۸٤ | ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ | حسین | نظرات () |

www . night Skin . ir