راز سرگذشت من

من خودم را با کسی که بسیار ((خوشبخت)) است اشتباه گرفته ام ! کسی که معنای امید را در عظمت مشکلات می جوید ! عمق دوست داشتن را در تحمل نامهربانی ها میفهمد شیرینی لبخند را در طعم اشک میچشد و صدای فریاد را در طنین سکوت میشنود ... من به جای او زندگی می کنم

                      (( به نام یزدان پاک ))

سام علیک خیلی چیزای دیگه ...

نمیدونم چی شده یهو اون چیزی رو که فکرش رو میکنی بهم میخوره و همه چی قاطی میشه و همه چی شیر تو شیر میشه خلاصه گند همه چی در میاد الان وضعیت من این جوریه 60 درصد پولی رو که برای پیش قسط و خرید ماشین جمع کرده بودم خرج کردم و از دست رفته و خیلی زرنگ باشم تا دو ماه دیگه با دادن بدهی هام یر به یر تازه میشم و هیچی دیگه مادرم میگه صبر کن و بخدا توکل کن ...

 بعد از چن مدت دوباره با خدا آشتی کردم ......

میخوام روز تولدم خودم واسه خودم کیک بخرم و برا خودم جشن تولد بگیرم هر چند هیشکی یادش نمیمونه من همیشه از اول سال میگم اهای من 7 مهر تولدم هستش هدیه تولد یادتون نرهها اخرش هیشکی یادش نمی مونه میخوام خودم واسه خودم نوشابه باز کنم و تولد بگیرم مگه عیبی داره پارسال خواهرم یه هفته بعدش یعنی 14 مهر زنگ زده اره تولد مبارک باشه من الان یادم افتاد 7 مهر تولدت بود .... هیچی دیگه منم همین بلا رو سر خودش در اوردم .... کلی شاکی شد ...

نمیخوام بگم عقده هستم و همه بیان بهم تبریک بگم ولی میخوام بگم اهای تویی که احساس میکنی همه فراموشت کردن میتونی خودت برای خودت و خودت خودت رو کلی تحویل بگیری مایه اش یه کم پول خرج کردنه تازه نمیدونی چه فازی هم داره ..... حرفام متوجه خیلی ها بود مخصوصا ً یه نفر که فکر میکنه خیلی تنهاست ....

 

به ما میگن از اول مهر بیایین دانشگاه مثل بچه مدرسه ای ها منم هم به همین مناسبت هفته اول رو تعطیل اعلام کردم و بچه های دوره هم قبول کردن و می خواهیم از 15 مهر بریم نمیدونی چه فازی میده ...

شرمنده توی این چن مدت به هیشکی سر نمیزدم اوضاعم ریخته بود بهم ایشاا.. جبرانم میکنم ...

پ . ن 1 : چی میشه تو دیگه همش تکراری اپ نکنی مثل این دو تا اپ اخریت .

 

چه شبها تا سحر نام تو را از دل صدا کردم...دلم را با جنون بی کسی ها اشنا کردم نفهميدم چه رنگی دارد اين شبهای شيدايی....که قلبم را فقط با خاطراتت مبتلا کردم......

 

پ . ن 2 : به یک عدد رفیق با مرام و معرفت با حقوق و شرایط عالی نیازمندیم

 

آیینه ها دچار فراموشی اند

و نام تو

ورد زبان کوچه های خاموشی

امشب تکلیف پنجره

بی چشم های تو باز روشن نیست 

 

هنوز به یادتم ... همیشه و هر روز ....

 

با "تا ابد" شروع شد

و ابد تبدیل شد به گاهی،هیچوقت

و "مرا دوست داشته باش" تبدیل شد به"جایی هم [در قلبت] برای من در نظر بگیر"

 

خیلی خوب...زودتر از آنکه فکر میکردیم تبدیل شد به خیلی بد

خیلی زود.

اگر هیچکس به تو نگفته باشد،حالا دیگر باید بدانی

که خیلی خوب،خیلی زود تبدیل میشود به خیلی بد.

 

خیلی زود.

 

شاد زی مهر افزون ...

یا حق ...

 

پنجشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٥ | ۸:٤٢ ‎ق.ظ | حسین | نظرات () |

www . night Skin . ir