راز سرگذشت من

من خودم را با کسی که بسیار ((خوشبخت)) است اشتباه گرفته ام ! کسی که معنای امید را در عظمت مشکلات می جوید ! عمق دوست داشتن را در تحمل نامهربانی ها میفهمد شیرینی لبخند را در طعم اشک میچشد و صدای فریاد را در طنین سکوت میشنود ... من به جای او زندگی می کنم

سام علیک

من یه مشکلی دارم اونم اینه که تا به یکی سلام میکنی سریع خودمونی میشه تا دو تا جوک واسش تعریف میکنی اونقدر خوش به حالش میشه که انگار (خیلی معذرت میخوام) به خر تی تاپ داده باشی ... و بعدش که یه کم واسش توی کامنت هاش زیاد مینویسی که خوش به حالش بشه ... و بعدش یه کم کمتر واسش مینویسی و اینکه دیگه ... تا با یکی یه ذره خودمونی میشی سریع تهمت های ناروا به ادم میزنه ... میگه اره این جوری بود و اون جوری بود ... من نمیدونم چرا بعضی از این دخترا البته بلا نسبت خیلیا ... تا بهشون میخندی فکر میکنن کمبود محبت داری ... و عاشقشون شدی آقا جون من همین جا میگم من نه با کسی رفاقتی دارم نه آشنایی قبلی ...

جدیدا ً هم این جوری مد شده یه عده آدم نخود برای خود شیرین کنی البته از نوع پسر یا دخترش فرق نمیکنه ... میان و ابراز ... میکنن که توجه اون خانوم یا اقایی که فلانی باهاش چپه رو در بیارن ... اگه کسی حرفی چیزی داره بگه تا جوابش رو بشنوه ... قرار نیست این جا از کسی بخوام بترسم هر کی هر چی بگه چهار تا روش حرف میشنوه هر کی هم خیلی ناراحته و ادعاش میشه آدرس بده میام رودر رو جوابش رو میدم ... خوش ندارم بعضی بیان واسه بدست اوردن یکی دیگه واسم شاخ و شونه بکشن ... پای همه چیشم هستم ... با کسی هم شوخی ندارم ...

حالا هر کی خواست بیاد بگه یا آدرس بده ...

این پست محض اطلاع یه سری آدمای دستمال بود ...

البته یه بزرگی میگفت : هر فريب خورده اي رو نمي شه سرزنش كرد

پس بعد از این ورود  آدمای بی جنبه به این وبلاگ تا اطلاع ثانوی ممنوع میباشد .

 

فعلا همین و همین ... 

 

 

پنجشنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٥ | ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ | حسین | نظرات () |

www . night Skin . ir