راز سرگذشت من

من خودم را با کسی که بسیار ((خوشبخت)) است اشتباه گرفته ام ! کسی که معنای امید را در عظمت مشکلات می جوید ! عمق دوست داشتن را در تحمل نامهربانی ها میفهمد شیرینی لبخند را در طعم اشک میچشد و صدای فریاد را در طنین سکوت میشنود ... من به جای او زندگی می کنم

                   (( به نام یزدان پاک ))

سلام ....

من یه مشکلی دارم اونم اینه که نمیدونم چرا دیگرون نمیتونن راحت جوابم رو بدن .... و هر موقع از کسی چیزی میخوام منو کلی این ور اون ور میبره و اخرش هم نمیشه بابا تو که نمیخوای این کار رو انجام بدی راحت بگو نمیخوام این کار رو بهت بگم یه جورایی نمیدونم چرا اونایی که باهاشون سروکار دارم بهم راحت نه نمیگن و کلی باید بچرخیم تا طرف با کلی من من بهم برسونه ... حالم از همشون بهم میخوره .... توی دوست و آشنا و فامیل و حتی توی کار این مشکل رو دارم ....

قابل توجه یه نفر ... 

دلم را با جنون بی کسی ها آشنا کردم ... چه شبها تا سحر نام تو را از دل صدا کردم ... که قلبم را فقط با خاطراتت مبتلا کردم ... نفهمیدم چه رنگی دارد این شبهای شیدایی ...

 

سه‌شنبه ٢٦ دی ۱۳۸٥ | ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ | حسین | نظرات () |

www . night Skin . ir